تبليغاتX
عکس-مطلب




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



::..:..::



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





عید قربان

عيد قربان مبارك
سلام سلام 

یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن در روز عید قربان می باشد. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است. وه چه سعادتی! 
لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنین 
(37/ حج) 
دو كلمه راجع به گوسفند قورباني
اما گوسفند قربانی باید شرایطی داشته باشد تا مورد پسند خدای بزرگ قرار گیرد زیرا هدیه به اوست: 

1- یکسال او تمام شده باشد 

2- از هر جهت سالم و بدون عیب باشد 


زیباترین بخش از این قربانی در نحوه تقسیم آن است. مستحب است یک قسمت از قربانی را هدیه بدهند، قسمت دیگری را صدقه بدهند حتی می توان به کفار نیز از این قربانی داد و سومین قسمت نیز شخص قربانی کننده بخورد. 



به این حکایت توجه کنید: 

روزی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- گوسفندی قربانی کردند و تمام آنرا صدقه دادند و بخشیدند به جز یک دست از گوسفند. عایشه همسر پیامبر هراسان گفت: ای رسول خدا همه ی گوسفند از دست رفت مگر همین یک دست! پیامبر با لبخندی بر لب فرمودند: همه ی گوسفند برایمان باقی ماند جز همین یک دست! 

عیدی پر برکت و شاد را برای شما و خانواده تان آرزومندم.

                                                                           
                                                                                                    
                                                                             
   

[+] نوشته شده توسط فرزانه در 3:47 بعد از ظهر | |






فوتباليست كوچولو

در تمام تمرينها سنگ تمات مي گذاشت اما چون جثه اش نصف ساير بچه هاي تيم بود تلاش هايش به جايي نميرسيد.

در تمام بازي ها ورزشكار اميدوار ما روي نيمكت كنار زمين مينشست اما اصلا" پيش نمي آمد كه در مسابقه اي بازي كند.

اين پسر بچه با پدرش تنها زندگي ميكرد و رابطه ويژه اي بين آن دو وجود داشت.

گرچه پسر بچه هميشه هنگام بازي روي نيمكت كنار زمين مينشست اما پدرش هميشه در بين تماشاچيانبود و به تشويق او ميپرداخت.

اين پسر هنگام ورود به دبيرستان هم لاغرترين دانش آموز كلاس بود.

اما پدرش باز هم او را تشويق ميكرد كه به تمرين هايش ادامه دهد.

گرچه به او ميگفت كه اگر دوست ندارد مجبور نيست اين كار را انجام دهد.

اما پسر كه عاشق فوتبال بود تصميم داشت آن را ادامه بدهد.

او در تمام تمرين هايش را تا حد نهايت انجام ميداد به اميد اينكه وقتي بزرگتر شد بتواند در مسابقات شركت كند.

در مدت چهار سال دبيرستان او در تمام تمرين ها شركت ميكرد اما همچنان يك نيمكت نشين باقي ماند.

پدر وفا دارش هميشه در بين تماشاچيان بود و همواره او را تشويق ميكرد.

پس از ورود به دانشگاه پسر جوان تصميم داشت باز هم فوتبال را ادامه دهد و مربي هم با تصميم او موافقت كرد زيرا او هميشه با تمام وجود در تمرين ها شركت ميكرد و علاوه بر ان به ساير بازيكنان روحيه مي داد.

اين پسر در مدت چهار سال دانشگاه هم در تمامي تمرين ها شركت كرد اما هرگز در هيچ مسابقه اي بازي نكرد.

در يكي از روز هاي آخر مسابقه هاي فصلي فوتبال زماني كه پسر براي آخرين مسابقه به محل تمرين ميرفت نربي با يك تلگرام پيش او آمد.

پسر جوان آرام تلگرام را خواند و سكوت كرد.

او در حالي كه سعي ميكرد آرام باشد زير لب گفت:پدرم امروز صبح فوت كرده است.

اشكالي ندارد امروز در تمرين شركت نكنم؟مربي دستش را با مهرباني روي شانه هاي پسر گذاشتو گفت:پسرم اين هفته را استراحت كن.

حتي برايآخرين بازي در روز شنبه هم لازم نيست بيايي.

روز شنبه فرا رسيدپسر جوان به آرامي وارد رختكن شدو وسايلش را كناري گذاشت.

مربي و بازيكنان از ديدن دوست وفادارشان حيرت زده شدندپسر جوان به مربي گفت:لطفا" اجازه بدهيد من امروز بازي كنم.فقط همين يك روز را.مربي وانمود كرد كه حرف هاي او را نشنيده است.

امكان نداشت او بگذارد ضعيفترين بازيكن تيمش در مهمترين مسابقه بازي كند.

اما پسر جوان شديدا" اصرار ميكرد مربي در نهايت دلش به حال او سوختو گفت:باشد مي تواني بازي كني.

مربي و تماشاچيان نمي توانستند باور كنن اين پسر كه هرگز پيش از آن در مسابقه اي بازي نكرده بود تمام حركاتش به جا و مناسب بود.

تيم مقابل به هيچ ترتيبي نمي توانست او را متوقف سازد.

او ميدويد و به خوبي دغاع ميكرد.در دقايق پاياني بازي او پاسي داد كه منجر برد تيم شد.

بازيكنان او را روي دستشان بالا بردند و تماشاچيلن به تشويق او پر داختند.آخر كار وقتي تماشاچيان ورزشگاه را ترك كردند مربي ديد كه پسر جوان تنها در گوشه اي نشسته است.

مربي گفت: پسرم من نميتوانم باور كنم تو فوق العاده بودي.

بگو ببينم چه طور تونستي به اين خوبي بازي كني؟پسر در حالي كه اشك چشمانش را پر كرده بود پاسخ داد:ميدانيد پدرم فوت كرده است آيا ميدانستيد او نابينا بود؟سپس لبخند كم رنگي بر لبانش نشست و گفت:پدرم به عنوان تماشاچي در تمام مسابقه ها شركت ميكرد.اما امروز اولين روزي بود كه او ميتوانست به راستي مسابقه را ببيند و من ميخواستم به او نشان دهم كه ميتوانم خوب بازي كنم.

دكتر علي شريعتي ميگويد:

دوست دارم در خيابان با كفشهايم راه بروم و به خدا فكر كنم تا اينكه در مسجد بنشينم و به كفشهايم فكر كنم


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 3:17 بعد از ظهر | |






ولادت با سعادت امام رضا مبارک

       ۸/۸/۱۳۸۸

ولادت امام هشتم مبارک باد

 

كشف سنگ‌نوشته مرقد امام رضا(ع)

میدونی میخوام کجا برم ؟


میدونی میخوام چیکار کنم ؟


میخوام برم امام رضا



میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم


اونجا که گنبدش طلاست با کفترا پر بزنم



میخوام برم به مشهد و


یه هفته اونجا بمونم


تو حرم امام رضا


نماز حاجت بخونم



میدونی میخوام چیکار کنم ؟


میدونی میخوام کجا برم ؟



بعضی شبا تو خونمون


بابام به مادرم میگه


میخوام برم امام رضا


به خدا دلم تنگه دیگه


بابام میگه امام رضا


مریضا رو شفا میده


دوای درد مردمو


ازطرف خدا میده



میدونی میخوام کجا برم ؟


میدونی میخوام چیکار کنم ؟




میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم


اونجا که گنبدش طلاست با کفترا پر بزنم


میخوام برم به مشهد و


یه هفته اونجا بمونم


تو حرم امام رضا


نماز حاجت بخونم




میدونی میخوام چیکار کنم ؟


میدونی میخوام کجا برم ؟


میخوام برم امام رضا

عیدتون مبارک


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 3:39 بعد از ظهر | |






فرق عشق با ازدواج

فرق عشق با ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

 

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين

 

شاخه را بياور اما

 

 در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

 

داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي

 

تا خوشه

 

اي بچيني...

 

 

 

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني

 

 برگشت.

 

استاد پرسيد: چه آوردي ؟

 

با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم،

 

خوشه

 

هاي پر پشت تر

 

ميديدم و به

 

اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم

 

زار رفتم.

 

استاد گفت: عشق يعني همين...!

 

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟

 

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و

 

بلندترين درخت

 

را بياور اما به ياد

 

 داشته باش

 

كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

 

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با

 

درختي برگشت .

 

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او

 

در جواب گفت:

 

به جنگل رفتم و

 

 اولين

درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم.

 

ترسيدم كه اگر

 

جلو بروم، باز هم

 

 دست خالی

 

 برگردم .

 

استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!

 

و این است فرق عشق و ازدواج ...

 

 


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 2:16 بعد از ظهر | |






طالع بيني انسانا بر اساس حروف اول اسم آنها


توجه :  در اين روش به دليل وجود

 

نداشتن

 

 حروف "گ.پ.چ.ژ"بايد به جاي اين حروف معادل

 

فارسي آنما را قرار دهيد .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)

 

=ب.




الف:  خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن

 

ميانه رو و با همه ملاحظه كند و خونگرم ميباشد و با

 

 همه كس زود صميمي ميشود ودر زندگي در جنگ و

 

 جدال و گفتگو به سر ميبرد و پيراهن سياه بر او

 

نامبارك مي باشد و محنت بسيار مي كشد و هر چه را

 

 طلب كند زود بيابد و مريضي وي هميشه در باد قولنج

 

 گردن وپهلو مي باشد.



ب :  فردي خوش قيافه و زيبا وبا محبت و

 

رفيق

 

باز و هميشه مغرور و جيب او خالي و قدر مال دنيا را

 

 نداند.



ج :  فردي باشد زيبا و خوش اخلاق وبا محبت و

 

 

او هميشه از مريضي شكم رنج ميبرد و اين مريضي

 

 

هر چند وقت يكبار اشكار ميشود و دو وجه دارد يا

 

 

سياه چهره و قوي استخوان يا سفيد پوست و بزرگ

 

 

اندام و هميشه سرگردان واشفته مي باشد و از كار خود

 

 حيران است.



د :   او فردي با ديانت و پر فكر وبشاش و زيبا

 

چهره و جنگجو است و قدر مال دنيا را نمي داند و

 

هميشه در حال ترقي مي باشد.

 



ه :   او فردي است كه هميشه اطرافيان را امر و

 

نهي كند و زيبا چهره وتند خو و اتشي مزاج و طبع او

 

گرم ميباشد.



و :    فردي است كه هميشه به ديگران كمك

 

مي كند

 

و گاهي مغرور ميشود و زبان بد پشت سر او باشد و

 

ديگران بدي او را ميگويند.



ز  زيبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم

 

و در

 

 هر كاري مقرراتي است و در زندگي براي او سحري

 

 مي كنند و در زندگي شكست بزرگي مي خورد و

 

هميشه از درد سر و زانو در عذاب ميباشد و نسبت به

 

زندگي دلسرد مي گردد و حيران و سر گردان ميشود.

 



ت  او فردي است خوش جهره و خوش

 

اخلاق

 

كم خواب و هرگاه مرتكب گناه ميشود سريع توبه ميكند

 

 و اگر دل كسي را برنجاند بسيار نگران و در پي ان

 

 است كه دلجويي كند و هميشه احساس تنهايي عجيبي

 

 در خود دارد.

ث :  فردي است ثابت قدم و پر اراده و در هر

 

 كاري ثابت قدم مي باشد خوش اخلاق و پر عقل است

 

 و پيشاني او پهن ميباشد و در زندگي هرگز محتاج

 

نخواهد شد.

ح :  او فردي زيبا و خوش اخلاق و حق گو و

 

كينه

 

 اي و حرف را در دل نگه دارد و هميشه در بحث و

 

 جدل وجنگ به سر ميبرد.

خ :  فردي است زيبا چهره با چشماني درشت با

 

محبت و مقرراتي و هر چه سعي ميكند رزقش بسيار

 

شود موفق نمي شود و او فردي است عشقي و تنبل و

 

كاهل در كارها و بايد اين كار را ترك كند تا در زندگي

 

 موفق و سر بلند شود.



ر  او فردي است خوش اخلاق ميانه رو و

 

اتشي و

 

 هميشه اطرافيان در پشت سر او بد گويي كنند و او

 

فردي است طمعكار و زيبا چهره وخوش گذران و اگر

 

 ايمان خود را حفظ كند به هر مقام و منزلتي كه

 

بخواهد ميرسد و دست او هميشه از پول دنيا تهي

 

است.

س :  او فردي ميباشد پر استعداد و با ذوق و

 

سليقه و هميشه بهترين اجناس را انتخاب مي كند و

 

بسيار مغرور ومتكبر ميباشد و هر كاري كه ميل داشت

 

 انجام ميدهد و با اطرافيان خود در نزاع و لجبازي

 

 

بسر ميبرد فردي باشد اتشي مزاج و هميشه در چشم

 

 

اهل واعيان پر هيبت به چشم ميايد.

ش :  او فردي است مشفق ومهربان و

 

جنگجو

 

و عصباني و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در

 

 دنيا به او ضرر برسد از دست و زبان خود ميخورد و

 

 اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ ميماند و

 

بسيار لجباز است.

ص فردي است حرف شنو و دهن بين و

 

هركس هر حرفي را با او در ميان بگذارد سريع باور

 

ميكند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و

 

هميشه در حال ترقي و فكر ميباشد.



ض او فردي است خوش اخلاق و زيرك

 

ودانا وكينه توز و هميشه نگراني خود را در ظاهر

 

بروز نميدهد و پيشاني او پهن است و كمان ابرو دارد

 

 و در كارها بسيار دقيق ميباشد و هرگز ياد خدا را

 

فراموش نمي كند و به دنبال هر كار زشتي توبه مي

 

كند و فردي زرنگ است.



طاو فردي است پاك و خوش اخلاق و

 

عشقي و

 

خوش گذران و خو نگرم و پيراهن سياه براو خوشايند

 

نيست و دوستي بسيار ميكند.

 



ظ  او فردي است كه ظاهر و باطنش يكي

 

است

 

و خشك ومقرراتي ميباشد و اطرافيان پشت سر او بد

 

 گويي كنند و قدر مال دنيا را نداند و در سينه و اعضا

 

 خالي دارد كه نشان اقبال است و دنبال دوست رود و

 

خواهان ان است كه با دوستان تفريح كند.

 



ع :   او فردي باشد بلند مرتبه و پر گذشت و

 

خوش

 

 اخلاق و بخشنده و مقرراتي وخشك و او هرگز قدر

 

مال دنيا را نميداند و در دوستي با ديگران پاينده و

 

متعصب و در اول زندگي رنج بسيار كشد و قدر مال

 

 دنيا را نداند.



غ  زيبا چهره با گذشت و خشك و مقرراتي و

 

احساس نا اميدي كند در فكر ميرود و به گذشته واينده

 

خود مي انديشد دانا وعالم است و زندگي را با صلح

 

وصداقت دوست دارد.

 



ف :   او فردي است اتش مزاج و تند خو و جاهل

 

و زيبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحيه

 

 هر چند وقت يك بار مريض و رنج ميكشد و در

 

زندگي چند بار شكست ميخورد ولي در اينده به مقام و

 

 منزلت خوبي ميرسد.

 



ق :  فردي است قادر وتوانا و زيرك و دانا و

 

 در

 

 هر كاري نقشه بسيار ميكشد و موفق ميشود هم

 

زيباست و هم خوش اخلاق و فردي است خوش گذران

 

 و قدر مال دنيا را نداند و گاه گاهي با ملايمت و يا

 

 خصومت برخورد ميكند.



كاو افردي است زيبا وخوش اخلاق و

 

زيرك و

 

 دانا و زيرك و خشك و مقرراتي و زبان او تلخ است و

 

 هميشه ديگران از زبان او در عذاب ميباشند با يك

 

كلمه حرف ديگران را برنجاند و هميشه در حال ترقي

 

و فعاليت باشد.

 

ل : فردي است زيبا چهره و خوش اخلاق و

 

يكدنده و هميشه جدايي اختيار كند و غرور خاصي

 

دارد قدر مال دنيا را نمي داند و هميشه متعصب اطرا

 

فيان نزديك خود ميباشد.



م :  خوش اخلاق و با محبت و خون گرم

 

ونترس

 

و هميشه اطرافيان پشت سرش بد گويي كنند و در

 

روبرو از او تعريف و تمجيد كنند او فردي باشد خوش

 

 چهره و چشمان درشتي دارد و در كارهاي خود

 

هميشه كاهلي دارد و زود عصباني ميشود و سريع

 

خاموش ميشود عشقي ميباشد و در تمام كارها تقاضاي

 

كمك كند.

 



ن  او فردي است زيبا و خوش اخلاق و كينه

 

توز و دم دمي مزاج ميباشد گاهي اوقات بسيار خوب و

 

 گاهي اوقات بسيار بد و مقرراتي وخشك ميشود

 

 همچون قاضي ميباشد ودر حقوق خود وديگران به

 

ميزان برخورد كند.

 



ي :او فردي است پر فكر وزيبا و با هر كس در

 

 افتد بر او غالب گردد دم دمي مزاج ميباشد و گاهي

 

بسيار خوب و گاهي بسيار خشك و مقرراتي است او

 

 فردي است چهار شانه و از مريضي شكم گاه گاهي

 

رنج ميبرد.

 


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 11:32 قبل از ظهر | |






كفشهايم كو؟!

...كفش هايم كو ؟!

           دم در چيزي نيست.

                 لنگه كفش من اين جاها بود !

                            مادرم شايد اين جا ديشب

                                   كفش خندان مرا،برده باشد به اتاق

                                                          كه كسي پا نتپاند در آن !

 

هيچ جايي اثر از كفشم نيست

             نازنين كفش مرا درك كنيد

                              كفش من كفشي بود

                       كفشستان !

 

و به اندازه انگشتانم معني داشت...

      پاي غمگين من احساس عجيبي دارد

           شصت پاي من از اين غصه ورم خواهد كرد.

               شصت پايم به شكاف سر كفش،عادت داشت...!

 

كفش من پاره ترين قسمت اين دنيا بود

             سيزده سال وچهل روز مرا در پا بود

                    ((ياد باد آن كه نهانش نظري با ما بود))

                                 دوستان!كفش پريشان مرا كشف كنيد!

 

من در اين كلّه صبح،پي كفشم هستم

                                      تا كنم پاي در آن

                                              و به جايي بروم

                                                 كه به آن((نانوايي)) گويند !

 

شايد آن جا بتوان،نان صبحانه ي فرزندان را

                                         توي صف پيدا كرد

                                                بايد الان بروم،...اما نه !

                                                            كفش هايم نيست

       كفش هايم...كو؟!


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 10:41 قبل از ظهر | |






ياد دارم

ياد دارم در غروبي سرد سرد

ميگذشت از كوجه ما دوره گرد

داد ميزد:كهنه قالي ميخرم

دسته دوم جنس عالي ميخرم

كاسه و ظرف سفالي ميخرم

گر نداري كوزه خالي ميخريم

اشك در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهي كشيد بغضش شكست

اول ماه است و نان در سفره نيست

اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟

بوي نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا" مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد

گفت آقا سفره خالي ميخريد؟!!


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 5:49 بعد از ظهر | |






غار کتله خور زنجان

غار کتله‌خور، غار کتل کوتول

غار کتله‌خور، که در گویش محلی، مردم منطقه به آن کتل کوتول می‌گویند، غاری

است خشکی -آبی، واقع در استان زنجان و در ۸۰ کیلومتری جنوب خدابنده و ۱۷۳

کیلومتری شمال همدان و ۴۱۰ کیلومتری تهران و ۵ کیلومتری شهر کوچک گرماب

 واقع است. در بعضی ازمناطق غربی ایران به کوههای کم ارتفاع کتل می‌گویند و

احتمالاً وجه تسمیه غار نیز به همین علت باشد که غار در یکی از این کوهها

قرارگرفته‌است و خورشید از پشت آن طلوع می‌کند و بجای کتل خورشید به آن

کتل‌خور گویند.

غار کتل کوتول قبل از سال ۱۳۰۰ ه.ش. کشف شده‌است و در سال ۱۳۳۰ توسط

شخصی به نام جمالی زنجانی به ثبت رسیده‌است.

حدود سال ۱۳۴۳ ه.ش. کوهنوردان بعلت طولانی بودن دهلیز ورودی و کوتاه‌بودن

سقف آن و مشکلات عبور و مرور و فقدان جاذبه‌های، غارسنگی بی‌اهمیت جلوه شد

 ولی در سال ۱۳۶۵ گروهی مجهز از غارنوردان زبده همدان بازدید مفصلی از غار انجام

 دادند و توانستند شکل‌گیری این غار را به دوران ژوراسیک مربوط دارند یعنی بیش ا

ز ۱۲۰ میلیون سال قبل.

ساختمان در زیر کوه‌کتل‌ خور قرار گرفته و از پائین دست دهانه آن رودشور که از

شعبات فرعی قزل‌اوزن است جاری می‌شود غار درمنطقه مستطیلی شکلی به ابعاد

 ۲۰۰۰×۱۵۰۰ متر به‌وجود آمده‌است در محل یاد شده عملکرد هوازدگی مکانیکی و

 نیروهای درونی به کمک یکدیگر تعدادی ترک یا گسل متقاطع را در محدوده داخلی

این فضا به وجود آورده و به دلیل فراهم شدن سایر شرایط، فرآیند غار زایشی شروع

شده‌است دهانه غار در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و اختلاف ارتفاع آن

با ارتفاع چشمه‌ای که آبهای فرورو حاصل از ریزش جوی غار را خارج می‌کند و به رود

شور می‌ریزد ۵۰ متر است.

ورودی غار یک دهلیز ۴۰۰۰ متری بوده با سقفی کوتاه و فاقد غار سنگ و چند دهلیز

فرعی، پس از دهلیز فرعی یک دالان وسیع ۹۵۰ متری با سربالایی‌هایی به ارتفاع ۲

متر و گودالهای خشک قرار دارد که با دوشاخه ۵۰ متری ادامه پیدا می‌کند و پس از

عبور از یک سربالایی به تالار وسیعی پوشیده از چکنده و چکیده و ستون می‌رسد.

در داخل تالار کوچک بلورین، که به تالار ستونها چسبیده چاهی به عمق ۸ متر قرار

دارد که احتمالاً محل خروج آبهای فرورو سازنده غار است.

در حال حاضر این غار به سه بخش فرهنگی، تفریحی و ورزشی تقسیم شده‌است

بخش ورزشی آن تنها مورد استفادة غارنوردان و صخره‌نوردان قرار می‌گیرد حدود ۴

کیلومتر است که البته هنوز انتهای آن کشف نشده‌است. بخش تفریحی غار نیز که

جهت بازدید عموم مورد استفاده قرار می‌گیرد حدود ۲ کیلومتر مسیر مستقیم است

که گفته می‌شود این مسیر تنها ۳/۱ کل غار است. بخش فرهنگی غار نیز در بخش

جنوبی آن قرار دارد قسمت اصلی آن دالانی است طبیعی که جهت برگزاری مراسم

مختلف مورداستفاده قرار می‌گیرد البته این دالان هیچگونه راه خروجی به بیرون

نداشته و راه خروجی آن به صورت مصنوعی کنده شده اما خود دالان تماماً طبیعی

بوده‌است.

غارکتله‌خور از لحاظ کیفیت بلورها و قندیلها، زیبایی و تعدد طبقات اولین غار آهکی

 جهان شناخته شده‌است که توسط سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و هزینة شخصی

 به نام مهندس عالی که مهندس عمران فرمانداری زنجان بودند در طول پنج سال

آمادة بهره‌برداری گشت. از بهره‌برداری اولیة این غار چیزی حدود ۱۵ سال می‌گذرد که

 البته هنوز هم کاوش و فعالیت برای آماده‌سازی سایر قسمت‌های غار برای بازدید

ادامه دارد.

غار کتله‌خور، غاری است آهکی که در برخی نقاط آن گل‌رس و خاکهای حاوی

اکسیدآهن قابل مشاهده‌است. این غار از نظر سنی تقریباً هم‌سن غار علیصدر

همدان است البته این دو غار از دو جهت با هم تفاوت دارند. یکی اینکه غار علیصدر

 همدان غاریست کاملاً آبی اما غار کتله‌خور زنجان غاری است تقریباً خشکی. دوم

اینکه آهکهای غار کتله‌خور نسبت به آهکهای غار علیصدر بسیار خالص‌تر هستند که

این خود عاملی است جهت زیباترشدن غار، چراکه خالص بودن آهکها موجب

شفافیت آنها و در نتیجه عبور نور از قندیل‌ها می‌شود.

یک نکته جالب توجه در رابطه با غار کتله‌خور اینست که شواهد و بررسی‌های انجام

شده مؤید این موضوع است که این غار در نهایت به غار علیصدر در همدان متصل

 می‌شود. همچنین یکی دیگر از عجایب و زیبایی‌های این غار تعدد طبقات آن است که

 اینگونه غارها در جهان بسیار کم‌نظیر هستند. گمان می‌رود که این غار دارای ۷ طبقه

 باشد که البته تاکنون تنها ۳ طبقة آن کشف شده‌ است.

حدود ۷۰۰ متر اولیة غار قطری حدود ۷۰ سانتیمتر داشته‌است به‌طوریکه رهنوردان

اولیة غار این مسیر ۷۰۰ متری را بصورت سینه‌خیز طی کرده و مسیر خود را با

علامتگذاری مشخص کرده‌اند. ۱۰۰ متر ابتدای غار محل زندگی انسان‌های نخستین

بوده‌است که این موضوع را اسکلت ۸۰ انسانی که در این محل پیداشده‌است تأیید

می‌کند. لازم به ذکر است که این اسکلت‌ها همچنان در این محل نگهداری می‌شوند.

 این غار دارای بخش‌های دیگری است که به ترتیب می‌توان میدان شیرخوابیده،

میدان بیستون، میدان چهل‌ستون، سه‌راهی کوهی، میدان پنج‌شیر، تالار عروس،

 تونل قندیلی، اتاق عقد، پای فیل، شتر باجهاز، عروس و داماد، میدان شمع،

دوجادوگر، نخل سوخته، میدان مریم مقدس و… را نام برد. که تمامی این بخش‌ها

حاصل تجمع‌های مختلف آهکی است که هرکدام براساس شباهتی که به یکی از

اشیاء اطراف ما داشته‌اند به این اسامی خوانده می‌شوند. از ویژگیهای منحصر به فرد

این غار می‌توان وجود ستونهای آهکی عظیم را نام برد که حاصل به هم پیوستن

 استالاکتیت‌ها و استالاگمیت‌های آهکی هستند که باعث شده‌اند که این غار خود

نگهدارندة خود باشد یعنی اینکه این ستونهای عظیم نقش نگهدارنده‌هایی را بازی

می‌کنند که مانع از فروریختن سقف غار می‌شود.

این غار در مراحل اولیة تشکیل خود غاری آبی بوده‌است که دراثر انحلال آبی گاهی

اوقات توده‌های عظیمی از سنگها از تودة اصلی جدا شده‌اند. تشکیل طبقات متعدد

این غار باعث شده‌است که آب به طبقات زیرین نفوذ کرده و عملاً غار تبدیل به غاری

خشکی گردد.از دیگر ویژگیهای بارز این غار می‌توان وجود قندیلهای زیبا و شفاف

آهکی و استالاکتیت‌های گُل‌کلمی را نام برد.

وجود چشمه‌های آب بسیار زلال در اطراف این غار و حفره‌های متعدد طبیعی هم از

 ویژگیهای منحصر به فرد این غار است. علاوه بر تمامی این مسائل در غار کتله‌خور

همانطور که در قبل آمد می‌توان تجمع‌های متفاوتی مشاهده کرد که یکی از این

تجمع‌های زیبا و جالب‌توجه استالاگمیت‌هایی است که بسیار شبیه به عروس و داماد

 هستند و به همین اسم نامگذاری شده‌اند

این غار درطول ۱۲۰ میلیون سالی که از عمرش می‌گذرد دستخوش تغییر و تحولات

بسیاری شده‌است که برخی طبیعی و برخی هم مصنوعی بوده‌است. از تغییرات

طبیعی این غار می‌توان شکستگیهای حاصل از زمین‌لرزه‌ها، گسل‌خوردگیها،

لغزش‌ها و ریزش‌ها را نام برد.

عکس ها در ادامه مطلب


ادامــه مــطــلــب

[+] نوشته شده توسط فرزانه در 4:51 بعد از ظهر | |






وقتي كسي رو دوست داري

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی



به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی


وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه


قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی



حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم



حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو



حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی



حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات



وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

 



حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره



حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر


حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی



حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی

 



حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تسلامد بدن



حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن



حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت

 


وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری

دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری


حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه



حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی



حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ


حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی


پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی


حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن



وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی

 

 


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 6:13 بعد از ظهر | |






به آسمون سپردم

به آسمون سپردم چشم از تو برنداره

 

مراقب تو باشه سرت بلا نياره

 

تا تو نخواي نتابه

 

دلت گرفت بباره

 

هميشه با تو باشه

 

تو رو تنها نذاره

            

 

 

 


[+] نوشته شده توسط فرزانه در 3:58 بعد از ظهر | |


]
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall